یه روز خوب با عمه مهشید....
سلاااام جوجوهااام ....
اومدم از یه روز خوب و گردش با عمه مهشیدتون بگم براتون .
جونم براتون بگه که بعد از پایان امتحانات ارشیا گلی . دوتا جوجوها تصمیم گرفتن چند روزی برن خونه عمه مهشیدشون . با اینکه برای مامانی خیلی سخته که از جوحوهام دور بمونم ولی به اصرار خودشون و موافقت بابایی راضی شدم که یه مرخصی کوتاه مدتی برن جوجوهام 😊
خلاصه که رفتن و مامانی سختش شد و به جوجوها حسابی خوش گذشته بود ....









اینم یه تعداد از عکسهای گردشاتون ...
اومدم از یه روز خوب و گردش با عمه مهشیدتون بگم براتون .
جونم براتون بگه که بعد از پایان امتحانات ارشیا گلی . دوتا جوجوها تصمیم گرفتن چند روزی برن خونه عمه مهشیدشون . با اینکه برای مامانی خیلی سخته که از جوحوهام دور بمونم ولی به اصرار خودشون و موافقت بابایی راضی شدم که یه مرخصی کوتاه مدتی برن جوجوهام 😊
خلاصه که رفتن و مامانی سختش شد و به جوجوها حسابی خوش گذشته بود ....









اینم یه تعداد از عکسهای گردشاتون ...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



یه روز خوب با عمه مهشید.... 










